ويل دورانت درباره حجاب زنان ايران مي نويسد:
در نقشهايي كه از ايران باستان برجاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود.

اين نقشها نشان مي دهد كه زنان داراي حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.

***

بنام آفریننده‌ی مادر

سخن اول:

گاهی واژه‌ها، چهارچوب های تصوریِ کلان در یک جامعه را رقم می زنند. به عنوان مثال کاربرد واژه ی " حجاب " طی اعصار طولانی در کشورمان ،عامه مردم را دچار دو اشتباه اساسی نموده است . نخست آنکه حجاب ، به معنی "پوشیده بودن " شناخته می شود ، اما صرف نظر از معنای لغوی آن ، اصطلاحِ حجاب به معنای "پوشش" است. دوم آنکه بسیاری ، رعایت حجاب را صرفا برای زنان جامعه قائلند و بس ، در حالیکه چنین نیست.

لذا اگر رسانه ها پیشگامی به خرج داده  و از این پس بجای واژه ی «حجاب» واژه « پوشش » را بکار برند ، سه بازتاب کلان و مفید در جامعه ی ما خواهد داشت.

اول آنکه ، تبلیغات دشمنان این ملت و نظام ، از این منظر که جموری اسلامی خواهان " پوشیده شدن و دیده نشدن و انزوای زن و..." می باشد تا حد زیادی خنثی خواهد شد . چرا که "پوشیده شدن" را می توانند به "دیده نشدن" معنی کنند- که کرده اند- حال آنکه " پوشش " امری نسبی است و ما نیز می دانیم که اسلام عزیز "نسبت و میزانی" برای پوشش قائل است.

دوم آنکه ، مردان جامعه که در پارادایم های کلی خود " حجاب " را امری زنانه می دانند ، با رایج شدن لفظ " پوشش " متوجه پوشش مردانه و مسئولیتهای فردی خود نیزخواهند شد . و مگر غیر از این است که "بد پوششی" های رایج در جامعه ی امروز ایران ، شامل حال برخی آقایان نیز هست؟

سوم آنکه ، وقتی مرد خانواده با جایگزینی واژه ی "پوشش" بجای واژه ی "حجاب" ، اقدام به رعایت پوشش خود نماید، صد البته اجازه "بدپوششی" به خانم های خانواده ی خود را نخواهد داد.

سخن دوم‌:

از آنجا که برداشت سطحی داشتن از فرمایشات امام خامنه یی ( مد ظله عالی) نوعی کفران نعمت محسوب می گردد، فلذا از این منظر ، عمق تأکید معظم له بر " ایرانی بودن " و " خودی بودنِ " چادر زنان و مادران این مرز و بوم ، در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی در 4/12/1377  و توصیه ایشان به تحقیق در این خصوص ، ما را برآن داشت تا کاوشی در این خصوص داشته باشیم.

رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ سر دبيران نشريات دانشجويی:
"هميشه گفته‌ام كه چادر يك حجاب ايرانى است و زن ايرانى اين را انتخاب كرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند كاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضيها هستند كه از هرچه ايرانى و خودى است، ناراحتند و دلشان را مى‌زند؛ دلشان مى‌خواهد سراغ چيزهايى بروند كه از خودى بودن دورتر است! به‌هرحال اگر حجاب را حفظ كنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چيز بهترى را از دست داده‌اند."

در طول چهارده قرن گذشته ، ملل گوناگون برای ورود به مدرسه ی انسان ساز اسلام ، ظرفیتهای یکسان از خود نشان نداده‌اند.

ایران امّا،

به مدد اشتراکات فرهنگی متعددی که پیشاپیش با این دین الهی داشت ، درست مانند یک شاگرد ممتاز که برخی از دروس را از قبل فراگرفته باشد ، کارنامه یی درخشان در 1400 سال تاریخ اسلامیت خود - در خدمات متقابلش به اسلام - برجای گذاشته است.

قابل انکار نیست که برخی ذخائر فرهنگی پیش از اسلامِ این سرزمین ، در این تلّمُذ برجسته ، بی تاثیر نبوده است .

یکتاپرستی، برائت از برده‌داری، احترام به آب به عنوان مظهر پاکیزگی، فرهنگ بالای کسب علم و دانش و ... همه و همه، «پیش داشته»‌های ما ایرانیان، برای درک و دریافت اسلام ناب محمدی بوده است،

و حجاب نیز! .


نگاهی به سنگ نبشته های چند هزار ساله در جای جای این آب و خاک ، صحت فرمایش مقام معظم رهبری را در خصوص «ایرانی بودن حجاب» ، به وضوح اثبات کرده و پاسخ متقن و محکمی است ، به آن دسته از مخالفان حجاب ، که غیر منصفانه سعی دارند تا حجاب را صرفاً پدیده ای وارداتی از شبه جزیره ی عربستان ، قلمداد نمایند.

با یک تحقیق میدانی ساده و مقایسه ی میان " تندیس ها عریان یونان و فرهنگ برهنگی در تمدن روم باستان " با " نقوش برجسته ومحجوب ایرانی " نیز می توان پی برد که ایرانیان پیش از اسلام تا چه حد ، به حجاب توجه داشته اند .  از این منظر حتی ، تأکید و اصرار بر ریش بلند مردان ایرانی در آثار بجای مانده – در مقابل مردان بدون ریش در یونان و غرب -  به ما می فهماند که چرا ایرانیان برای پذیرش حقانیت ِ اسلام عزیز ، نه تنها ایستادگیِ دیگر ملل رابه خرج ندادند ، بلکه به قول استاد شهید مطهری (ره) خدمات متقابل فراوانی را نیز به این دین مبین ارائه نمودند .

سخن آخر

اگر خدای متعال ، همیشه ی تاریخ ، جنس مونث را ذاتا "مطلوب" و مذکر را "طالب" آفریده است ، تا برای تنازع بقاء در حیوانات و حفظ نسل و عشق و محبت در خانواده ی انسانها ، طالب در طلبِ مطلوب باشد،پس رواست که مادر خانواده محجوب باشد تا برای طالب خود که پدر خانواده است مطلوب بماند و بس !

اگر خانواده ، قلب تپنده ی جامعه بوده و مادر نیز ، محور اصلی قوام و دوام خانواده !

اگر صدفِ حجاب ، گوهرنفیسی چون مادر را در، از گزند وسوسه های مخرب نگاهبانی می کند.

و اگر، آمار حدود سی درصدی کودکان نامشروع در اغلب کشورهای غربی ، بیانگر این واقعیت است که در جامعه غرب امروز ، نقش مادر درخانواده با خطر اضمحلال روبرو بوده و به قول " الوین تافلر " امریکایی ، بشر غربی در موج سوم به سر برده و انسانها به سمت " تک والدینی " پیش می روند که در نتیجه  نقش محوری خانواده و مادر در خطر انقراض است،

ناچار به پذیرش این حقیقت تلخ نیزهستیم که : بشر غربی با ترک حجاب ، « خانواده» را از سفره فرهنگی خویش حذف کرده است.

لذا می‌توان گفت که :  «حفظ حجاب‌، حفظ خانواده است.»

                      

                                                                                      مهران موزونی – والعاقبه للمتقین