چه میکنه این آذرکیش!!
توی گالری عکس جموجوری که به درو دیوار منزل نصب کردم ، یه عکسی هست که تصویر یه مادر ایرونی 140 سال پیشه که کودکش رو بغل کرده و محجوبانه داره به دوربین نگاه میکنه.
این عکس تنها عکسیه که قاطی عکسای گالری خونگی بنده اس ولی خودم نگرفتم.
خیلی هم ساده و سیاه سفیده.
ولی باور کنید با همین سواد اندکم ، میتونم نیم ساعت تمام ، براتون در موردش تحلیل و حرف داشته باشم.
میخوام بگم ، گاهی یه فریم عکس ممکنه به اندازه یه فیلم ، حرف برای گفتن داشته باشه.
یه عکس هوشمندانه ، ممکنه باعت رقم زدن یه چارچوب تصوری کلان در یک جامعه بشه.
محمد آذرکیش ،
این روزا در کمال ذوق و خلاقیت و زیبابینی خاصی که داره ، بی سروصدا و بی هیاهو در حال خلق تصاویری از درفول قشنگمونه که ذائقه ی هر «دزفول نرفته یی» رو برای سفر به دزفول و دزفول گردی تحریک میکنه.
خودم با چشای خودم از نزدیک ، بُهت و حیرت برخی از دوستان و رفقای غیر دزفولی رو شاهد بودم ، وقتی که از دریچه ی چشم محمد آذرکیش ، دزفول رو بهشون معرفی کردم :
- این دزفولتونه؟؟ عجب جاییه؟
- وای چه جای توپیه؟ مهران ! کی بریم یه سفر؟
- من فکر میکردم عین بقیه خوزستانه
( متاسفانه فیلمسازهای سه دهه گذشته تا کنون ، بشدت چهره ی خوزستان رو لم یزرع ، خشک و مصیبت بار نشون دادن)
و اینا که خوندین ، رفلکتهای غیر دزفولی های گرامی نسبت به هنر چشمگیر مهندس محمد آذرکیش عزیزه.
عکس های آذرکیش رو از دست ندید.
راستی یه چیزی :
من اطمینان دارم عکاسهای چیره دست و خوش ذوق در دزفول ، بازم هستن .
امیدوارم اونا هم قدم جلو بذارن و توی فضای سایبر ، یه چهره ی امیدوارانه و آبرومندانه از شهرمون به نمایش بذارن.
یه عکاس بزرگی که الان اسم نازنینش خاطرم نیست ، استاد عکاسی از حیاط وحش دزفولمونه.
خدا حفظش کنه.
عکساشو دیدم ، کلی حس غرور بهم دست داد.
ماشالله آذرکیش
ماشالله عکاسای خوش ذوق همشهری
.
.
این عکس خواهرزاده ی کوچولوی بنده اس